ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

425

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

خبر از دولت بنى ايوب كه طرفداران دولت عباسى بودند و پادشاهى ايشان در مصر و شام و يمن و مغرب و آغاز كار و سرانجامشان اين دولت از شاخه‌هاى دولت بنى زنگى بود . جد ايشان ايوب بن شادى بن مروان بن ابى على [ 1 ] بن عنتره [ 2 ] بن الحسن بن على بن احمد ابى على [ 3 ] بن عبد العزيز بن هدبة بن الحصين بن الحارث بن سنان بن عمرو بن مرة بن عوف الحميرى الدوسى بود . بعضى از مورخين سلسلهء نسب او را اين گونه برشمرده‌اند . ابن اثير گويد : ايشان از كردان روادى هستند . ابن خلكان گويد : پدر ايشان از اعيان دوين [ 4 ] بود . او را با مجاهد الدين بهروز بن عبد اللّه الغياثى دوستى بود . در دوين بهروز را متهم كردند كه با زن يكى از امرا رابطه دارد . آن امير بهروز را بگرفت و اخته كرد . بهروز در دوين ماندن نتوانست و از شرمسارى به سلطان مسعود بن غياث الدين محمد بن ملكشاه پيوست و به خدمت دايهء پسران او درآمد . چون آن دايه بمرد سلطان او را به دايگى فرزندان برگزيد و در اين مقام بود كه لياقت و كفايت او آشكار گرديد و در دولت منزلتى عالى يافت . آنگاه نزد شادى بن مروان به سبب الفتى كه ميان ايشان بود كس فرستاد و او را نزد خود فراخواند . سلطان غياث الدين ، بهروز را شحنگى بغداد داد . چون بهروز به بغداد رفت شادى را نيز با خود ببرد . سپس سلطان قلعهء تكريت را به اقطاع او داد . او نيز شادى را والى آن قلعه ساخت . شادى در آنجا درگذشت . بهروز پسر او نجم الدين ايوب را به جاى پدر امارت تكريت داد . نجم الدين ايوب از اسد الدين شيركوه بزرگتر بود و نجم الدين همچنان بن آن قلعه فرمان مىراند .

--> [ ( 1 ) ] متن : على . [ ( 2 ) ] متن : عشره . [ ( 3 ) ] متن : على . [ ( 4 ) ] متن : درين .